محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2602
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كس از شما با وى نرفتيد اما شما بدون فرزندانتان و غلامانتان و وابستگانتان شصت هزار كسيد . با جارية بن قدامه سعدى حركت كنيد و كسى خويشتن را به معرض مواخذه نيارد كه هر كه به جاى ماند و نا فرمانى امام خويش كند از او مواخذه مىكنم ، ابو الاسود دئلى را گفتهام كه شما را به راه اندازد ، هر كه موجب مواخذهء خويش شود جز خودش را ملامت نكند . » گويد : جاريه برون شد وارد و زد ، ابو الاسود نيز مردم را به راه انداخت يك هزار و هفتصد كس به نزد جاريه فراهم آمدند و برفت تا در نخيله به على رسيد . وى در نخيله مانده بود تا اين دو سپاه بصره كه سه هزار و دويست كس بودند به دو رسيدند . آنگاه على سران كوفه و سران هفت ناحيه و سران قبايل و بزرگان قوم را فراهم آورد و حمد خدا گفت و ثناى او كرد ، آنگاه گفت : « اى مردم كوفه شما در كار حق ، برادران و ياران منيد و در كار جهاد با دشمنان منحرف ، پشتيبان منيد كه به وسيلهء شما مخالف را سركوب مىكنم و موافق را باطاعت كامل مىآرم . من كس سوى بصره فرستادم كه سوى شما حركت كنند و بيش از سه هزار و دويست كس از آنها سوى من نيامدند . مرا به مشورتى آشكار و صميمانه يارى دهيد . شما . . . [ 1 ] هنگام رفتن سوى صفين . بلكه همگى فراهم آييد مىخواهم كه سالار هر قوم همه جنگاوران طايفه خويش را با فرزندانشان كه به سن پيكار رسيدهاند و وابستگان طايفه ، بنويسد و به ما دهد . سعيد بن قيس همدانى برخاست و گفت : « اى امير مؤمنان ! از ما همه استماع است و اطاعت و دوستى و نيكخواهى ، من زودتر از همه آنچه را خواسته اى بيارم . معقل بن قيس رياحى نيز به پا خاست و سخنانى از اين گونه گفت . عدى بن حاتم و زياد بن خصفه و حجر بن عدى و سران قوم و بزرگان قبايل برخاستند و سخنانى نظير اين
--> [ 1 ] در متن افتادگى دارد .